احساس

خوش آمدید

وقت شناسیو عشق استتتتتتت

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.

در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت ؛ بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای حاضران صحبت کند.کشیش رفت پشت میکروفن و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.انگار همین دیروز بود.

راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌ و هر گناه دیگری که تصور کنید، اعتراف کرد.آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است، ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.در ابتدا از این که تاخیر داشت، عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانی که پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.
نتیجه اخلاقی‌: وقت شناس باشیم

+ نوشته شده در  ساعت 14:11  توسط آیدا هوشولو  | 

شوخی با ادبیات فارسییییییی

ا رب این نوگل خندان که سپردی به منش / می سپارم به تو از چشم حسود چمنش

معنی این بیت : خدایا من مواظب اینی که به من سپردی مثل چشمم هستم.

دکتر این دختر خندان که کوبیدی تو سرش / می سپارم به تو از ذهن در سر کچلش!

معنی این بیت: دکتر جان این دختری که همچین کوبیدی توی سرش ، تازگیا کچل شده.

گرچه از کوی وفا گشت بصد مرحله دور / دور باد آفت هر چی پسره از توی سرش!

معنی این بیت : هر چند که معنی وفا را دختره نمیدونه ، ولی آرزو میکنم که فکر پسرای دیگه رو نکنه!

گر به سرمنزل مقصود رسی دخت قناس! / چشم دارم که سلامی برسانی زمنش!

معنی این بیت: از طرف ما هم به حاج خانم سلامکی برسان!

به ادب جامه گشایی کن از آن زلف سیاه / جای تیفوسی عزیز است تو بهم برمزنش!

معنی این بیت: در منزل با ادب روسری رو دربیار که موهای سر تیفوسی خیلی باحاله!

گو دلم خیره شده بر خط و خال بدنش! / محترم دار در آن طرقه گردن شکنش!

معنی این بیت : زیادی به خط و خال بدنش دقت نکن که ممکنه گردنتو بشکنه!

در مقامی که بیاد لب او مینوشند / الکل آنست که مست گردد ز بوی خویشتنش!

معنی : این قسمت بدآموزی داره معنیشو نمیگم!

عرض و مال را نتوان بر در میخانه فروخت! / هرکه خربزه خورد بر لب دریا فکنش!

معنی این بیت: هیشکی جنسش رو جلوی منزلش نمیفروشه! وگرنه پای لرزش هم میشینه!

+ نوشته شده در  ساعت 13:44  توسط آیدا هوشولو  | 


+ نوشته شده در  ساعت 17:39  توسط دنیــــا  | 

تفاوت دختر ها و پسرها:D

 

ویژگی دخترها

 

وقتی یک دختر حرفی نمیزند
میلیونها فکر در سرش می گذرد

وقتی یک دختربحث نمیکند
عمیقا مشغول فکر کردن است

وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند
یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید: خوبم
یعنی اصلا حال خوبی ندارد

وقتی یک دختر به تو خیره می شود
شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی

وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارد
آرزو می کند برای همیشه مال او باشی

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند
توجه تو را طلب می کند

وقتی یک دختر هر روز برای تو اس ام اس  می فرستد
یعنی میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم
یعنی واقعا دوستت دارد

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تونمی تواند زندگی کند
یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آینده اش باشی

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده
هیچ کسی در دنیا بیشتر از او دلتنگ تو نیست


 


ویژگی پسرها

وقتی یک پسر حرفی نمی زند
حرفی برای گفتن ندارد

وقتی یک پسر بحث نمی کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند
یعنی واقعا گیج شده است

وقتی یک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تومی گوید: خوبم
یعنی واقعا حالش خوبه

وقتی یک پسر به تو خیره می شود
دو حالت داره یا شگفت زده است یا عصبانی

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند
او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

وقتی یک پسر هرروز برای تو اس ا م اس  می فرستد
بدون که برای همه "فوروارد" کرده

وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم
دفعه اولش نیست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند
تصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باشه


این هم شباهت دخترها و پسرهای ایرونی

1-هر دو تاشون فکر می کنن جامعه درکشون نمی کنه 
2-به دو تاشون اگر رو بدی سوارت میشن 
3-هر دوشون می تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند 
4-هردوتاشون با والدینشون دعوا و درگیری دارند 
5- مهمترین ویژگی هر دوتاشون تغییر شخصیتشونه 
6-دو تا شون در ظاهر دشمن خونی جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف میره 
7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هیچ وقت حرف راست نمی زنند!

 

دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن 
‌گروه اول دخترائی هستند که پسرا رو بدبخت میکنن! 
گروه دوم دخترائی ‏هستند که اشک پسرا رو در میارن! 
گروه سوم دخترائی هستند که جوون پسرا رو به لبشون میرسونن! 
گروه چهارم ‏دخترائی هستند که کاری میکنن پسرا روزی 18 بار‌آرزوی مرگ کنن!
گروه پنجم دخترائی هستند که به اشتباه فکر ‏میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن

+ نوشته شده در  ساعت 15:49  توسط آیدا هوشولو  | 

صرفا جهت اطلاع رسی!!!

به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم،
برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!


پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه!


قبلا برق میرفت بابامون سر فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه
!!!!

خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!

فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته!
یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمون یا بغل دستیمون !

طرف سوار اسب شده، عکسشُ گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم


غار علیصدر به قندیلاش معروفه؛ اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون!
یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟


میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری،
رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!

+ نوشته شده در  ساعت 16:17  توسط دنیــــا  | 

یک حالگیریی شدیدددددددد


دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم

 و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!!

 ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم.

 من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست


باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتار مرد،

 از همه همکاران و دوستانش مي خواهد که عکسي از نامزد،

 برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به او قرض بدهند

 و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بي وفايش،

 در يک پاکت گذاشته و همراه با يادداشتي برايش پست مي کند،

 به اين مضمون:

روبرت عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم،

 لطفاً عکس خودت را از ميان عکسهاي توي پاکت جدا کن و بقيه را به من برگردان .....

+ نوشته شده در  ساعت 10:25  توسط آیدا هوشولو  | 

امروز شیطان را دیدم!

شیطان
امروز ظهر شیطان را دیدم ، اندكی صبر كردم و سپس به سمتش رفتم ...

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت...

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند...

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم:...به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

 گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی.

+ نوشته شده در  ساعت 15:56  توسط دنیــــا  | 

طنز فوق العاده

این واقعه در تکزاس اتفاق افتاده ولی در در هر جای دیگه قابل تکراره:

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته 

مشغولم نمیتونم بیام


پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی 

عوض کنیم


پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که 

بریم سر درس و مشق


پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

=====
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

+ نوشته شده در  ساعت 13:46  توسط دنیــــا  | 

عجیبااااااااااااااا!!

مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم"ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم راهم بردار!


زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد ... هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود .همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"جواب زن خیلی جالب بود: زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ..........!!!!


ببخشید این اپم یکمی دیر شد ای دی اس الم تمومیده بود نتونسم آپ کنم فیلون باباهی باه

+ نوشته شده در  ساعت 10:43  توسط آیدا هوشولو  | 

خدا کجاست؟

به دنبال خدا نگرد

به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آن جاست
در جمع عزیزترین هایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آن جا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
در قلبی است که شاد می کنی

+ نوشته شده در  ساعت 15:17  توسط دنیــــا  |